می بینم...
می بینم که می کوشی نگریی
گیرم که نگریی
سرخی چشمها را چه می کنی-نازنین.
وقتی از این دستها
ابر می رود بالا
بگذار از آن دو ستاره ی سیاه
باران ببارد -نازنین.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 18:33 توسط جعفر مرتضوی
|