من کارم را توی نسیم اندیشه تابستان دو سال پیش با قبول مسئولیت کارگروه فرهنگ شروع کردم. تجربه ی خوبی بود و در کنار چهار جلسه ای که توی هفته برگزار می شد بازدیدهایی که از اماکن تاریخی برای جلسات تاریخ پیش از اسلام گذاشتیم جزو خاطره های خیلی خوب خودم و بچه هایی است که همراه کارگروه فرهنگ بودند.به خاطر این سابقه ی کوچولو اگر  تو این دو ساله پیگیر خبرهای انجمن نبودم پیگیر برنامه های کارگروه فرهنگ بودم.

دست بچه ها درد نکنه(خصوصا مسئول کارگروه)، امسال هم جلسات رنگ و رونق خوبی دارد. من هم  در جلسه ی رمان و هم  در جلسه ی فیلم شرکت کردم. هر دوتای جلسه ها خوب بودن. جلسه ی رمان که خودم مسئول این هفتش بودم و در کل خودم که راضیم. بقییه بچه ها را نمی دونم. خیلی حرف های خوبی درباره ی پرنده ی من زده شد.

وبلاگ سمت تاریک کلمات /جلسات رمان خوانی نسیم اندیشه

جلسه ی فیلم دیدنی بود. یعنی با یک بلیط دو تا فیلم می شد دید. یکی انتخاب خوب بچه ها چند کیلو خرما برای مراسم تدفین بود که من روحم هم از بودن همچین فیلمی و بازیگری محسن نامجو بی خبر بود که این خودش خیلی کلیه. دومیش هم این بود که سیستمی که فیلم را نشان می داد یک مشکل فنی کوچولو داشت که هر دو دقیقه تصویر برای یک ثانیه سیاه می شد و دوباره تصویر برمی گشت. اگر یک کم آدم بی خیالی طی می کرد زیاد توی ذوق نمی زد اما قضییه حسابی رو نرو عباس بود و هر بار تصویر سیاه می شد یک بار با کف دست به  پیشونیش می زد. فیلم ۸۳ دقیقه بود. عباس ۴۱ بار به  پیشونیش زد.