به مادرم گفتم: دیگر تمام شد
گفتم: همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
فروغ فرخزاد
---
امسال امروز هشتم تیر:
حرفم نمی آید. هنوز خسته تر از آنم که چیزی بنویسم. البته امید دارم و اصلا امیدوارم. وقتی می بینم توی این چهار سال کتاب خواندیم و نوشتیم هم امید دارم و هم امیدوارم. حالا تلویزیون هر چقدر دلش می خواهد بلند بلند جیغ بزند که شما باختید بگذار گلویش پاره شود. بگذار به این بازی اش ادامه دهد مائیم که قصه ها و شعر ها را می نویسیم.
----
پانوشت:
۱-مطالب قدیمی این آدرس را که با نام واژه ای در قفس نوشته می شد به اینجا (+) منتقل کردم.
۲- برای دوستانی که می خواستند برای وبلاگشان بلاگرول درست کنند: من با خواندن و استفاده از اطلاعات و ابزارهای اینجا(+) و خصوصا اینجا(+) بلاگرولم را ساختم.
